chiffons بازار اقتصادی خبرنگار مازندران

chiffons: بازار اقتصادی خبرنگار مازندران قیمت بازار هتل اتاق

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری بالاخره آباد یا هرچه بادا باد !

غریب، ناخوش و رو به ویرانی. حال و روز بعضی از منزل های به جا مانده از مشاهیر کشورمان شکل ناهمسانی از این سه ترکیب هست، به طوری که هر چند وقت یک بار خبر ویرانی

بالاخره آباد یا هرچه بادا باد !

بالاخره آباد یا هرچه بادا باد !

عبارات مهم : ایران

غریب، ناخوش و رو به ویرانی. حال و روز بعضی از منزل های به جا مانده از مشاهیر کشورمان شکل ناهمسانی از این سه ترکیب هست، به طوری که هر چند وقت یک بار خبر ویرانی یکی از این منزل ها را می شنویم. چند روز پیش خواندیم منزل پدری دکتر محمد معین، نخستین دانش آموخته زبان و ادب فارسی و گردآورنده فرهنگ معین در محله زرجوب رشت ، هر لحظه ممکن است فرو بریزد و به تلی از آوار تبدیل شود. اوضاع نامعلوم منزل نیما در پایتخت کشور عزیزمان ایران و منزل ارغوان که هوشنگ ابتهاج، شعر نامدار« ارغوان» را آن جا سرود و چند منزل دیگر ما را بر آن داشت که پیگیر اوضاع این منزل ها باشیم و از علت حفظ این منزل ها بگوییم.

خانه معین العلما، مرثیه مورد نیاز است
چند روز پیش مهری شیرمحمدی مدیرمسئول سایت فرهنگی گیل مهر در سالروز درگذشت دکتر محمد معین یک گزارش از اوضاع منزل کودکی او در اختیار خبرگزاری کتاب کشور عزیزمان ایران گذاشت؛ منزل در وضعیتی غریب به سر می برد، رنجور و ماتم زده . نیمی از منزل ویرانه و نیم دیگر رو به ویرانی. منزل معین العلما به چند قسمت تقسیم شده است و دیوارها بین این تقسیم ها قد کشیده اند. یک نفر سهم منزل اش را از نو ساخته و دیگری آن را متروکه و آواره رها کرده است و حالا از منزل ای که شش سال دکتر محمد معین در آن قد کشیده چیزی باقی نمانده است جز یک نمای چوبی زار و نزار. وضعیتی که با اوضاع منزل شخصی دکتر معین در پایتخت کشور عزیزمان ایران قابل مقایسه نیست.

بالاخره آباد یا هرچه بادا باد !

ترا من چشم در راهم، آبادی…
پاییز سال گذشته بود که منزل نیما یوشیج، شاعر بنیان گذار شعر نو فارسی در محله دزاشیب از فهرست آثار ملی خارج شد. مالکان این منزل به دیوان عدالت اداری شکایت کردند و گفتند هیچ سند و مدرکی راجع به این که این منزل متعلق به نیما یوشیج هست، وجود ندارد. دادگاه دفاع شرکت میراث فرهنگی را شنید و قانع نشد. آخر نمره ثبت 16 ساله این منزل گرفته و از فهرست آثار ملی خارج شد. منزل ای با یک ایوان بلند دایره ای شکل و اتاق های تو در تو که هنوز بوی شعر نو نیما را می دهد و همسایه و معاشرانی مانند جلال آل احمد و سیمین دانشور داشته هست؛ به گواهی نوشته « پیرمرد چشم ما بود» در نشریه آرش در سال 1340. اصلا، سیمین خود چند بار جلوی تخریب منزل نیما را گرفت و منزل خودش هم چند بار تا مرز ویرانی پیش رفت. اردیبهشت ماه امسال، منزل موزه سیمین و جلال که جلال احمد آن را با چهار هزارتومان ساخته بود افتتاح شد و همان جا بود که سرپرست شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران گفت: به محض خریداری منزل نیمایوشیج مرمت این مکان شروع می شود.

حفظ منزل های مشاهیر، دغدغه استاد شفیعی کدکنی
چرخه تقاضای تخریب به وسیله مالکان تازه و تقاضای ثبت منزل های مشاهیر در کشورمان، تناوب پرتکراری هست. آبان دو سال گذشته که منزل فروغ فرخزاد تخریب شد رجبعلی خسروآبادی، مدیر کل میراث فرهنگی پایتخت کشور عزیزمان ایران به «شهروند» گفته بود : «این منزل متعلق به فروغ نیست، منتسب به فروغ هست. مالک چند دست چرخیده بود. نمی توانیم بگوییم حالا که فروغ دو روز در این منزل زندگی کرده، بعد منزل مال فروغ هست. جهت ثبت در آثار ملی، رویدادها جهت ما ارزش دارند ولی نمی توانیم هر کس دو روز در جایی زندگی کرد، ثبتش کنیم».
دامنه حفظ این دغدغه ها همچنان ادامه داشت تا این که اردیبهشت امسال، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در نامه ای خواستار توجه خاص شورای شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران به چهار منزل تاریخی و حفظ و بازسازی آن ها شد که یکی از آن ها، منزل ارغوان هوشنگ ابتهاج هست. آن منزل دو طبقه با آجرهای قرمز رنگش در میدان فردوسی که روزی میزبان سرودن شعر ارغوان سایه بوده و اکنون در زمخت ترین حالت ممکن به سر می برد و دفتر یک شرکت سیمانی است.

روزنامه خراسان

غریب، ناخوش و رو به ویرانی. حال و روز بعضی از منزل های به جا مانده از مشاهیر کشورمان شکل ناهمسانی از این سه ترکیب هست، به طوری که هر چند وقت یک بار خبر ویرانی

واژه های کلیدی: ایران | مشاهیر | میراث فرهنگی | اخبار فرهنگی و هنری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog